<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>سخن مهتاب</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com</link>
<description>استاد یعقوب قمری شریف ابادی</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>webmaster@phpnuke.ir</dc:creator>
<dc:date>30-2-1391</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>30-2-1391</sy:updateBase>

<item>
<title>عقل و نفس</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=19</link>
<description><![CDATA[&nbsp; در راه كمال هميشه ستيز بين آدم و شيطان وجود دارد، مبارزه بين عقل و نفس، بين كفر و ايمان. اين مبارزه زماني رخ مي دهد كه انسان داراي نور باشد. اگر انسان داراي نور نبود مبارزه اي هم در كار نيست تمام همت شيطان اين است كه قلب انسان را كه مركز خواسته هاي اوست از آن خود كند. اگر در قلب انساني خدا نبود، شيطان هست و زماني كه شيطان بود مبارزه معنا ندارد.خدا جايگاهش در قلب است، قلب مؤمن عرش خداست. و انساني كه به اتصال مردان مؤمن رسيد به نور رسيده است. از اين اتصال عقل تجلي مي كند و اين عقل حكم به دوام اتصال و ايمان و اعتقاد مي كند و نفس حكم به عدم اتصال و فرار از كلام خدا مي كند و اگر عقل انسان بر نفس او غلبه كرد او رستگار است و اهل كمال و اما اگر كفر و نفس او غلبه كرد از هلاك شدگان است.
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&nbsp;</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">19@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>نوشته های م</dc:subject>
<dc:date>13-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>اتصال</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=18</link>
<description><![CDATA[&nbsp;
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"><em>با عرض ادب به پيشگاه سيد و مولاي بزرگوارم حضرت استاد يعقوب قمري شريف آبادي كه حركت قلم من از اتصال به روح مقدس اوست.</em></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"><em>همه انبياء و اولياء الهي و همچنين كتب آسماني آمده اند تا به انسان مادي اسير در عالم خاكي بگويند، بگرويد به رسولان الهي كه خود اساس &nbsp;اتصال به حقند.</em></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"><em>اتصال اساس انسانيت است و انسان بدون اتصال در مرتبه بهيميت و چه بسا پايين تر قرار دارد. انسان ياد در حكومت خداست يا شيطان. كه اگر به رسولان الهي گرويد در حكومت خداست و اگر آزاد بود و نگرويد در حكومت شيطان و زير سلطنت نفس خود است. انسان مؤمن بنده و زير سلطه رسولان الهي الهي و از خطرات نفس شيطاني در امان است. &laquo;الي الله المصير&raquo; اگر انساني اتصال به منبعي الهي نداشت بازگشت به سوي خداوند ندارد بازگشت او به سوي شيطان، به سوي نفس است. اتصال نه تنها زباني بلكه قدمي به روح رسولان الهي است كه سلسله آن ها در همه دوران ها وجود دارد تا هنگاني كه روح ما در آخر امر از اين جسم خاكي فارغ مي شود به الله و به پروردگار بپيوندد</em>.</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl">&nbsp;</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">18@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>نوشته های م</dc:subject>
<dc:date>9-9-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>خاطرات استاد</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=17</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">کبوتر حرم<br />
از جمله سفرهای معنوی حضرت استاد قمری شریف آبادی که پس از بازگشت از لبنان و سوریه (سال ۱۳۶۶ هـ.ق) به همراه خانواده محترم خود داشتند، زیارت ثامن&zwnj;الحجج حضرت امام رضا (ع) می&zwnj;باشد. یک روز که ایشان به همراه خانواده محترم خود در صحن حضرت امام رضا (ع)، مقابل سقاخانه اسماعیل طلایی نشسته بودند، واقعه&zwnj;ای رخ داد که شرح آن از این قرار است:<br />
صحن حرم شلوغ بود و زائران بسیار انبوهی در حال رفت و آمد بودند. گنبد و گلدسته&zwnj;های حرم نیز مملوّ از کبوترانی بود که گاهگاهی دسته&zwnj;ای از آنها گنبد حرم را طواف می&zwnj;کردند و پس از چند بار چرخش، دوباره بر روی آن آشیانه می&zwnj;گرفتند و دسته&zwnj;ای دیگر بال می&zwnj;گشودند. در این حین حضرت استاد متوجه کبوتری شدند که از بالای گلدسته حرم حضرت امام رضا (ع) بلند شده و به سمت صحن سرازیر گردید و به دور صحن شروع به چرخیدن نمود. ایشان کبوتر را به خانواده&zwnj;شان نشان دادند و فرمودند: &laquo;این کبوتر همچون باز شاهی است. همین الان می&zwnj;آید و روی شانه راستم می&zwnj;نشیند&raquo;.<br />
تعدادی از زائران که در نزدیکی استاد نشسته بودند و سخنان ایشان را می&zwnj;شنیدند، متعجبانه به کبوتر چشم دوخته بودند. کبوتر چرخی به دور صحن زد و به طرف حضرت استاد فرود را آغاز کرد و به آرامی بر روی شانه راست ایشان نشست. گویا این کبوتر، همای عنایت حضرت امام رضا (ع) بو که زائر عاشقش را به حضور می&zwnj;طلبید.<br />
سپس استاد کبوتر را در دستان خویش گرفتند و دست نوازش بر سر و رویش کشیدند و بعد رو به کبوتر کرده، فرمودند: &laquo;پرواز کن برو&raquo;. کبوتر به پرواز درآمد و از آغوش استاد به سوی آسمان اوج گرفت و پس از اندک زمانی بر روی نقاره&zwnj;خانه نشست و پس از آن نیز از روی نقاره&zwnj;خانه به سمت گلدسته حضرت امام رضا (ع) پرواز نمود.<br />
برگرفته از کتاب سجده رمز خلاقیت عشق (نویسنده: علی نعیم&zwnj;الدّین خانی)<br />
<br />
آب دهان اولیای خدا شفاست<br />
گامهای بلند روزها و ماهها با کوله&zwnj;باری از غم و شادی تند و زود از نردبان لحظه&zwnj;ها بالا می&zwnj;رفت و خانواده رحمت&zwnj;الله را هم به دنبال خویش به این&zwnj;سو و آن&zwnj;سو می&zwnj;کشید. هرچند آنان قناعت و کار و زحمت را بر بالای سفره زندگی چیده بودند، اما هر زمان که دنیایشان از سختی&zwnj;های طاقت&zwnj;فرسا و تنگدستی لبریز می&zwnj;شد پیک سرنوشت آنها را به دیاری دیگر رهسپار می&zwnj;کرد و زندگانی با مشکلات و حوادث نویی رخ می&zwnj;&zwnj;نمود و اینچنین بعد از چندی سکونت در روستای شریف آباد، به روستای محمود آباد کهریزک بار سفر بستند و پیگیر کار و تلاش و کسب روزی حلال شدند.<br />
بامداد یکی از روزها تابستانی بود و ستاره&zwnj;ها از هر طرف آسمان در کام سپیده&zwnj;دم فرو می&zwnj;رفتند. آسمان باقیمانده تیرگی شب را با شبنم صبحگاهی از خود می&zwnj;زدود و روستای محمود آباد در بستر خنک بامدادی آرمیده بود. در خنکای این صبح، گرمای زندگی در دستان مادر یعقوب موج می&zwnj;زد و کار و فعالیت روزمره در وجودش روح امید و استقامت می&zwnj;دمید. هیزم&zwnj;هایی را که دیروز به زحمت عرق جبین از بیابان جمع کرده بود، در سحرگاهان به دل تنور سپرده بود و تنور دیگر داشت آماده می&zwnj;شد تا نان تازه برای خانه تهیه کند. معصومه تشت خمیر را در حالی که قامتش خم شده بود در کنار تنور نهاد و بر روی گلیمی که نزدیک تنور پهن کرده بود، نشست. تخته و ورزنه و بساط پخت نان را در اطرافش قرار داد. نگاهی به فضای نسبتا بزرگ داخل تنور انداخت. سرخی زغال&zwnj;های گداخته، حرارت داغی را بیرون می&zwnj;داد و صورت معصومه را عقب می&zwnj;زد. با &laquo;بسم الله&raquo; و چند تا صلوات دست به خمیرهای آماده برد و آنها را آماده چسبانیدن به سینه تنور نمود و یکی یکی خمیرهای پهن شده را به دل سوزان تنور سپرد.<br />
دقایقی گذشت و صدای پرندگان روستا و فریاد خروسها، یعقوب را از خواب نوشین صبحگاهی بیرون آورد و او در جستجوی مادر به حیاط دوید. بوی خوش نان برشته او را یکراست به سمت تنور کشاند. سلامی آغشته به خواب را به سینه پر مهر مادر سپرد و مادر نیز درحالی&zwnj;که داشت خمیر را ورزنه می&zwnj;کرد، گفت: &laquo;سلام. صبح بخیر. پسر گلم آقا یعقوب، خب حالا هرکسی بره وضو بگیره من یک توتک خوشمزه بهش جایزه می&zwnj;دهم&raquo;. یعقوب که با شنیدن جایزه برق شادمانی در صورتش دوید، قدمهایش را به سمت حوض کوچک وسط حیات تند کرد. لب حوض نشست و دست در زلال آب خنک حوضچه برد و سعی کرد وضویی را که چندین بار به همراه پدر و مادرش تمرین کرده بود، به تنهایی انجام دهد و مادر با دیدن این صحنه شیرین، لبخند بر لبانش جاری شد و گرما و خستگی از بدنش با خنکای وضوی کودکانه یعقوب فرو نشست. توتکی به عنوان جایزه به همراه چند &laquo;بارک الله&raquo; به پسرش داد و دوباره مشغول کار گشت و یعقوب هم توتک به دست با هیزمهای خرد شده اطراف تنور سرگرم بازی شد.<br />
آفتاب اندک اندک در فضای حیات خانه&zwnj;شان می&zwnj;پیچید و در گوشه حیاط با حرارت سوزان تنور یکی می&zwnj;شد و به صورت معصومه می&zwnj;پاشید و او را غرق عرق می&zwnj;ساخت. خستگی چندین ساعته پخت نان، بر تمام بدنش نشسته بود و می&zwnj;رفت تا آخرین نانها را از تنور بیرون بیاورد. در این حال یکی از نانهای چسبیده به دیواره بلند تنور کنده شد و بر روی زغالهای گداخته افتاد. معصومه به سرعت انبر را برداشت و سعی نمود آن را بیرون آورد، اما ناگهان تعادلش را از دست داد و با سر به داخل تنور افتاد.<br />
یعقوب، پسرک زیرک و هوشیار که این صحنه دلخراش را با چشم خود دید، آتش خوف و هراس در وجودش شعله گرفت و با فریاد و گریه، پدر را باخبر ساخت. لحظاتی بعد بدن سوخته معصومه درحالی&zwnj;که سوختگی&zwnj;های شدید همچون دیوار بر بدنش آوار شده بود، از تنور بیرون آورده شد و در خانه بستری گشت.<br />
مدتی بعد معصومه به هوش آمد و پلکهای سنگین و سوخته&zwnj;اش آرام آرام بلند شد. نگاهش نور شوق را دل رحمت&zwnj;الله و پسر کوچکش ریخت. حادثه در ذهنش برق زد. آهی داغ و دردناک از نهادش برخاست و سوزش درد، درونش را خراشید. یععقوب پس از بازشدن چشمان مادر، خودش را بیشتر به بالین او نزدیک کرد و با زبان شیرین و اشک دلسوزانه&zwnj;اش درد مادر را نسیمی از التیام بخشید و مادر نیز با نگاه مادرانه او را نوازش داد.<br />
زنان همسایه وقتی از جریان مطلع شدند به دیدارش شتافتند و همدرد سوزش وجودش گردیدند و هر یک کار و خدمتی را به عهده گرفتند. ولی معصومه نه در بستر آرمیده بود که در آغوش جانکاه درد و گداز و بی&zwnj;تابی می&zwnj;سوخت و شراره&zwnj;های سوختگی تا مغز استخوانهایش پیش می&zwnj;رفت و در عین حال سعی می&zwnj;کرد که مبادا دردهایش را با کسی تقسیم کند. سه روز از این حادثه دردناک گذشت و سه شبانه&zwnj;روز خواب به چشمان معصومه برفت و زمان در منزل رحمت&zwnj;الله بر محمل غم و اندوه آهسته و کند پیش می&zwnj;رفت. یعقوب پسرک بازیگوش، کمتر بیرون می&zwnj;رفت و بیشتر وقتش را به همراه پدر از مادر پرستاری می&zwnj;کرد.<br />
شب چهارم فرا رسید و معصومه توانست با کوله&zwnj;باری از سوزش به خوابی سبک فرو رود. در همان شب، آن مرد خدا و پیر روشندل که حدیث وصلت عشق را در فضای جان معصومه سروده بود، در عالم رؤیا به عیادت او آمد. همو که مهتاب رخسارش سالها در افق زندگیشان طالع نگردیده بود. همو که جهانی از عنایت و کرامت در زیر نگین دیدگانش جای داشت. آن مرد الهی در عالم خواب رو به معصومه کرد و با مهربانی تمام گفت: &laquo;چه شده خواهرم؟ چرا بی&zwnj;تابی می&zwnj;کنی؟&raquo;. معصومه که چشمانش بار دیگر به دیدار سیمای نورانی آن نور دیده روشن شد و قلبش حدیث عشق را تکرار نمود، اشک بر گونه&zwnj;هایش روان گشت و در همان لحظه از اذیت و آزار سوختگی شکایت کرد. هماندم، آن پیر الهی نزدیکتر آمد و آب دهان خویش را بر مواضع سوختگی او مالید و با این زمزم شفابخش و کیمیای سلامت نوید بهبودی و آرامش را به او داد.<br />
<br />
بانگ خروس سحرگاهی، چشمان معصومه را گشود و او خوشحال و مسرور از رؤیت این رؤیای معنوی درحالی&zwnj;که اشک بر دیدگانش حلقه آویخته بود، برق اشتیاق از زیارت آن روح پاک در دلش جهید و جان را از شهد دهانش سیراب یافت و پیکرش را میان دستهای تفضل خدایی در حریری از سلامتی حس کرد.<br />
اینچنین بود که تنها سه روز پس از این رؤیای صادقه، با کمال تعجب اما سرشار از امید و شادمانی دید که تمامی سوختگی&zwnj;های بدنش بهبودی یافته و درد و التهاب از همه پیکرش رخت بربسته و غم و اندوه نیز از قلب کوچک یعقوب سفر نموده است.<br />
برگرفته از کتاب سجده رمز خلاقیت عشق (نویسنده: علی نعیم&zwnj;الدّین خانی)<br />
<br />
آهن ذوب شده در دستان استاد<br />
پس از اینکه استاد قمری از تحصیل علم محروم شدند به منظور رفع مشکلات زندگی خانواده خود به کار آهنگری رو آوردند. که بیش از ۷ماه به آن اشتغال داشتند.<br />
مسؤولیت این نوجوان ۱۲ساله در این کار، دمیدن در کوره بود تا بدین وسیله کوره، داغ و سوزان نگه داشته شود. صبح یکی از روزها، کارگران آهنگری تکه&zwnj;ای آهن ذوب شده به وزن ۵کیلوگرم را از کوره بیرون آورده، آن را روی سندان گذاشته و به همراه صاحبکار خویش مشغول به کوبیدن آن می&zwnj;شوند تا اینکه یک پتک بسازند. اما برخورد اولین ضربه، باعث می&zwnj;شود این آهن گداخته به وسط کارگاه پرتاب شود. آن هم جلوی پای آن شاگردی که تازه در این کارگاه مشغول کار شده بود. در این حال صاحبکار برای اینکه آهن سرد نشود، خطاب به یکی از کارگران فریاد زد: &laquo;آهن را بردار، بیاور&raquo;. بدیهی است این&zwnj;گونه فلزات ذوب شده را فقط با انبر به این&zwnj;سو و آن&zwnj;سو منتل می&zwnj;سازند، ولی این&zwnj;بار دستان کوچک و لطیف یک نوجوان، &zwnj;این کار را براحتی انجام داد. این نوجوان تازه&zwnj;وارد که از استادکار خویش بسیار می&zwnj;ترسید به گمان اینکه این دستور خطاب به او بوده است،&zwnj; سریعاً آهن گداخته را با دستهای عریان برداشته و آن را روی سندان می&zwnj;گذارد. دیگران که عمل این نونهال را با شگفتی نظاره&zwnj;گر بودند با ترس و اضطراب زیاد کار خود را رها ساخته و به گمان آنکه دستان او آسیب دیده به دورش حلقه زدند و چیزهایی چون آب نمک و غیره را آماده نمودند.<br />
اما عنایات الهی بار دیگر همراه این نوجوان شد و دستان نحیف و کوچک او هیچگونه آسیبی ندید و آن فلز داغ و سوزان را از آنکه بر بدن این ولیده الهی اثری گذارد، شرمسار کرده بود.<br />
برگرفته از کتاب سجده رمز خلاقیت عشق (نویسنده: علی نعیم&zwnj;الدّین خانی)<br />
<br />
اثر بوسه یا حرارت عشق<br />
از جمله خدمات هنری حضرت استاد قمری پس از بازگشت از سفر عربستان، ترسیم ۲۸ تابلو (۱۸۰&times;۱۱۰) از شخصیتهای برجسته انقلاب اسلامی همچون امام راحل (ره) می&zwnj;باشد که ۱۴عدد آن به سفارش حزب جمهوری اسلامی ورامین و بقیه نیز به سفارش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ورامین بوده است. آنچه که از اوج خلوص و وارستگی این هنرمند متعهد انقلاب پرده برمی&zwnj;دارد، آنست که ایشان در مقابل ترسیم این ۲۸ تابلو تنها به مبلغ ۷ هزار تومان به عنوان دستمزد اکتفا نمودند و این نبود جز بواسطه عشق وافر ایشان به انقلاب اسلامی و خدمت خالصانه در جهت رضای حضرت ربّ.<br />
اولین تابلویی که ایشان به ترسیم آن مبادرت ورزیدند، نقاشی تمثال مبارک شهید مظلوم آیة&zwnj;الله بهشتی (ره) بود. نهایت اخلاص و صدق استاد در این کار منجر شد تا حضرتش در ساعت ۱ بعدازظهر همان روز در عالم خواب مشاهده کنند که حضرت امام خمینی (قدس سرّه) مسرور و خوشحال به منزل ایشان تشریف آورده&zwnj;اند و درحالی&zwnj;که تبسمی که نشان از رضایت می&zwnj;داد، بر لب داشتند، به جناب استاد نزدیک شده، لبهای خود را بر روی پیشانی استاد نهاده و با یک حالت عشق و وجد روحانی آنقدر استاد را بوسیدند که وقتی از خواب برخواستند،&zwnj; رطوبت ناشی از بوسه حضرت امام (ره) را بر پیشانی خود احساس نمودند.<br />
آری اثر این بوسه، حکایت از حرارت عشقی داشت که در عالم معنا اولیای بزرگ الهی نسبت به ایشان داشته و دارند.<br />
برگرفته از کتاب سجده رمز خلاقیت عشق (نویسنده: علی نعیم&zwnj;الدّین خانی)<br />
<br />
اجمالی از فعالیتها و خدمات هنری استاد در لبنان<br />
سفر جناب استاد قمری به لبنان، سفری یکپارچه خدمت و معنویت بوده است. دید و بازدید از مکانهای گوناگون در لبنان و سوریه، تمام مشکلات و مصایبی را که رسولان الهی در جهت ابلاغ رسالت خویش متحمل شدند، برای حضرتش تداعی می&zwnj;نمود و تاریخ امم گذشته را به تصویر می&zwnj;کشاند</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">17@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>استاد قمری</dc:subject>
<dc:date>26-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>لطایف عارفانه استاد</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=16</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">اکثریت، بادین آبا و اجدادشان منتظر ظهورند و حال آنکه امام زمان با دینی جدید ظهور می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
تصویرگران واقعی اولیای خدایند. مردم به قدر لیاقت و ایمانشان به اولیای خدا صورتهایشان شکل می گیرد..<br />
<br />
آدم(ع) به واسطهء تعجیل به سوی حوا(ع) ، ثمره ای غضب آلود همچون قابیل به بارآورد.<br />
<br />
رسول&zwnj;الله&zwnj; همچون&zwnj; خورشیدی&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; نور شفاف&zwnj; آن&zwnj;، در وجه&zwnj; ماه&zwnj; رؤیت&zwnj; می &zwnj;شود و نور ماه&zwnj; منزه&zwnj; از لمس&zwnj; کردن&zwnj; آتش&zwnj; خورشید می&zwnj;باشد<br />
<br />
جمال زن، جلوهء عشق است و عشق، مرآت عرفان است و عرفان، همچون چشمهء کوثر رویانندهء حقایق رب می باشد<br />
<br />
آزادی روح، با وارستگی امیال است. زندانی شدن روح، با وابستگی به امیال می باشد.<br />
<br />
هر خواسته ای که در راستای کمال باشد پسندیده است.<br />
<br />
جویندگان امام زمان (عج) در عصر حیرت، باید بر کشتی نجات شیعیان خاص قرار گیرند.<br />
<br />
امام خمینی(س) خورشیدی که در آخرالزمان از غرب تجلی کرد و پس از رحلت، روح مقدسش همچون قطرات باران، شرق و غرب عالم، باالاخص ایران را به زیور گلهای خوشبوی عرفان در نسل جوان آراسته کرد.<br />
<br />
آدم به کسی می گویند که با دوپای عقل سیرکننده ملک و با دو دست عشق مس کننده ملکوت باشد.<br />
<br />
مزد بندگی خالصانه در راه خدا جام کوثر می باشد.<br />
<br />
علی مرآت قلوب مؤمنان است. برای رؤیت جمال فاطمه مرآت قلبمان را توسط مدیران کاروانهای الهی با کوثر زیر عرش شستشو دهیم.<br />
<br />
برای رسیدن به ملکوت آسمانها و زمین همچون اسماعیل به دست ابراهیمیان زمان فنا گردیم.<br />
<br />
سالک مانند هسته مغزداری می باشد که به واسطه مربی الهی در راه کمال پوسته اش در زیر خاک شکافته می شود و مغزش از درون خاک به بیرون عالم پاک، همچون گلی زیبا و معطر آشکار می گردد.<br />
<br />
آباد کردن آخرت با تسلیم و ایمان و بندگی عاشقانه در حریم اولیای الهی میسر می شود.<br />
<br />
در آخرالزمان مؤمنان راستین در حریم الهی، رؤیاهایشان شفاف و هدایت بخش آنان می گردد.<br />
<br />
ثروتمندان دنیا فقرای آخرت، و فقرای دنیا ثروتمندان آخرت می باشند.<br />
<br />
دنیا دوزخ شبطان است. گذر کردن از دوزخ شیطان محال است، مگر با کوثر رحمان.<br />
<br />
مهدی با دم مسیحایی و روش رحمانی به دور از چشمان جن و انس، با شیعیان خاصش منتظر ظهورند.<br />
<br />
رب هرکس، معبود آن کس می باشد که در هنگام مرگ، روح خود را به خانه ای هدایت می نماید که از طریق ربش بنا نموده است.<br />
<br />
نفس آتشی است که پوشیده که توسط تمایل به خواسته ها، شعله هایش نمایان می گردد.<br />
<br />
زنان مؤمنه آرامش دهنده و آرایش دهنده مردان مؤمن اند در ملکوت؛ چنان که زنان کافر، آزاردهنده و تیره کننده مردان مردان کافرند در ملک.<br />
<br />
اکثریت آدمیان به موجب خوف از دست دادن جانها و ماهلایشان کذاب اند. از این رو، دشمن راستگویان رحمانی اند.<br />
<br />
آثار پایدار بهتر از عزت ناپایدار و عزت ناپایدار بهتر است از ذلت پایدار مثال زنان، مثال نور، آب یا باد است. در هر صورت، از اراده به دورند و با اولیای خدا صاحب ثمرات طهورند.<br />
<br />
<br />
<br />
دلهای تاریک مردان بر اثر برق دندانهای لبخند همسرانشان روشن می گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
بوسه شیرین زن، کام تلخ همسر را شیرین می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
کاخ دیکتاتوری فرعون، موسای کلیم را درس عدالت آموخت. کاخ شهوت پرستی عزیز مصر، یوسف صدیق را درس معرفت آموخت. از عشق ورزی زن فرعون موسای کلیم عالم شد. از عشق ورزی زن عزیز، یوسف صدیق عارف شد.<br />
<br />
<br />
<br />
زن، اکسیر جمال عشق است در مرد. مرد، اکسیر جلال مهر است در زن. زن، عظر مطهر است برای مرد. مرد، گل معطر است برای زن.<br />
<br />
<br />
<br />
زنان مرکب راهوار ملک و ملکوت از برای مردان&zwnj;اند. مجوز راهیان ملک، نفس است و مجوز راهیان ملکوت، عقل است. با مجوز شعله نفس، عازم ملک هستیم. با مجوز نور عقل، عازم ملکوت می باشیم.<br />
<br />
<br />
<br />
مردان و زنان به منزله زمینها و دریاهایند. اولیای الهی به منزله کوه هایند. همان گونه که کوه ها نگه دارنده زمین ها و دریاهایند، اولیای الهی نیز نگه دارند وجود مردان و زنان&zwnj;اند. همچنان که زمین ها و دریاها بدون کوه ها چون باتلاقی بی ثمر خواهند بود، مردها و زن ها هم بدون وجود اولیای الهی همچون مردابی بی ثمر خواهند بود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
زنان، به منزله شعله سوزنده برای مردان&zwnj;اند. چنانچه مردان در مقابل شعله سوزنده آنان استقامت ورزند، به صورت فرشتگان منور&zwnj; آشکار گردند.<br />
<br />
زلیخا به واسطه عشق و دلدادگی به یوسف، سالها با چشمان پر از اشک همچون فقیری دل شکسته در انتظار یوسف به سر می برد.<br />
<br />
<br />
<br />
زنان مظاهر عشق و محبت برای مردان&zwnj;اند. در نگه داری آنان به جز ابراز عشق و محبت راهی نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
دنیا جنگل جنبندگان است و زنها در این جنگل همچون آب روان اند که به واسطه تماس و آشامیدن حیوانات آلوده شده اند. اولیای الهی به منزله تصفیه خانه دنیایند. برای رفع آلودگی آبها در جنگل جنبندگان از تصفیه خانه اولیای الهی بهره بگیریم.<br />
<br />
<br />
<br />
فاطمه(س) براق عشق و الگوی حوران فردوس برای اولیای الهی می باشد.<br />
<br />
<br />
<br />
اگر زن مومنه ای در عالم رویا نامحرمی را در خانه خود مشاهده نماید و آن گاه بعد از خواب، یکی از محرمانش چه زن و چه مرد به خانه او بیاید، این رویا صحیح است؛ چرا که مومن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف و غیر مومن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می باشد.<br />
<br />
<br />
<br />
زنان مومنه آرامش دهنده و آرایش دهنده مردان مومن&zwnj;اند در ملکوت. چنان که زنان کافره آزار دهنده و تیره کننده مردان کافرند در ملک.<br />
<br />
<br />
<br />
فاطمه زهرا(س) سرچشمه نور و معدن العظمه روح و الگوی زیبایی حور از برای راغبین است.<br />
<br />
<br />
<br />
روح ابراهیمی یوسف(ع) همچون شعله ای فروزان، فلز نیازمند زلیخا را در کاخ عزیز مصر به جواهری ارزشمند تبدیل ساخت.<br />
<br />
<br />
<br />
زن، نور صفات کلمات است. زن، آب حیات ظلمات است. زن، کلید گنج ملکات است. زن، مرآت تمام نمای جام است. زن، جام جهان نمای جان است.<br />
<br />
<br />
<br />
زن نسبت به مرد، طائر فردوس یا براق عشق به سوی جمال مطلق می باشد. بالهای طائران فردوس را همچون درندگان وحشی به شهوات پرپر نکنیم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
جذبه وجه یوسف(ع) برای زلیخا و جذبه جملا زلیخا برای یوسف(ع) آنچنان آتشی در دلهایشان روشن کرد که با رفتن در سیلاب مخوف عزیز مصر، همچون مغناطیسی فولادین رباینده دلهای جوینده عشق گردیدند.<br />
<br />
<br />
<br />
جمال زن، جلوه عشق است و عشق، مرآت عرفان است و عرفان، عمچون چشمه کوثر رویاننده حقایق رب می باشد.<br />
<br />
<br />
<br />
عشق در وجود مردها همچون طائر فردوس می باشد که توسط جمال زنها زندانی می گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
مردان و زنان انسان هایی هستند که از روز تولد تا مرگ، پی به جمال و جلال الهی در باطن خود نبرده و همچون زنان بارداری می باشند که قبل از رؤیت فرزند خود، در دل خاک فرو می روند.<br />
<br />
<br />
<br />
قاتل امام زمان زن می باشد. آن زن که به دین یهود است، پیرزن می باشد.<br />
<br />
<br />
<br />
دو چیز باید از نامحرم پوشانده شود: زن و اسرار الهی. زن به دلیل اینکه حقیقت اسرار الهی و الگوی زیبایی می باشد، باید حفظ شود.<br />
<br />
<br />
<br />
زن به واسطه کفالت اولیای الهی همانند حوران بهشتی خوشرو می گردد تا حدی که تابش نور جمالش نور خورشید و ماه را از بین می برد.<br />
<br />
<br />
<br />
زن هر قدر زیباتر و خوشروتر باشد، باید پوشیده تر گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
مهار زنها در ارادت مردهاست. رهایی زنها در اسارت مردها<br />
<br />
<br />
<br />
آدم(ع) به واسطهء تعجیل به سوی حوا(ع) ، ثمره ای غضب آلود همچون قابیل به بارآورد.<br />
<br />
<br />
<br />
جمال زن، جلوهء عشق است و عشق، مرآت عرفان است و عرفان، همچون چشمهء کوثر رویانندهء حقایق رب می باشد<br />
<br />
علت&zwnj; سرافکندگی&zwnj; ملائکة&zwnj;اللّه&zwnj; نزد آدم&zwnj; صفی&zwnj;اللّه&zwnj;(ع&zwnj;)، افشای&zwnj; اسمای&zwnj; واقعی&zwnj; آنها بود.<br />
<br />
<br />
<br />
آدمی، زمانی به سوی کمال هدایت می شود که تحت تکفل انسان کامل باشد<br />
<br />
هرموجودی در عالم، دارای ظاهر و باطنی می باشد که ظاهر آن سایه، و باطن آن نور است.<br />
<br />
</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">16@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>استاد قمری</dc:subject>
<dc:date>26-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>نویسنده: یعقوب قمری شریف آبادی</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=15</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">نویسنده: یعقوب قمری شریف آبادی<br />
<br />
اگر در سوره نحل، قرآن کریم به زندگی اسرار&zwnj;آمیز زنبور عسل اشاره فرموده و مامن آنان را سینه کوهساران و فراز درختان دانسته و محصول وجودشان را شراب شفابخش و مصفای عسل معرفی می&zwnj;فرماید،&zwnj; همه در سایه پیروی و اطاعت آنان از ملکه خود و بهره&zwnj;جویی از شهد گل&zwnj;های مطهر و معطر می&zwnj;باشد<br />
<br />
اشاره<br />
<br />
پیروان و عاشقان راستین ولایت، سوختگان شمع محفل مقربین&zwnj;اند که در سایه تسلیم و اطاعت محض، تنها شهدنوش پاکی و طهارت در حریم بوستان معنویت می&zwnj;باشند و از هرگونه تیرگی و آلودگی دوری می&zwnj;گزینند و از این طریق به اوج آسمان ولایت و معرفت عروج می&zwnj;نمایند؛&zwnj;چنانکه مقام معظم رهبری فرموده&zwnj;اند:&laquo;ارتباط دوستی و عشق به مولای متقیان، علی&zwnj;(ع) حقیقت درخشانی است که با استفاده از آن می&zwnj;توان عروج کرد و به اوج معرفت دست یافت.&raquo;(۱)<br />
بوستان شریعت محمدی(ص) آکنده از گل&zwnj;های خوشبویی است که صفابخش دل صاحب&zwnj;دلان و معنابخش سر عارفان است و در این میان تنها زنبوران شهدجوی اهل ایمان بر گلبرگ لطیف رحیمیت می&zwnj;نشینند و از عصاره عطرافشان و اکسیر، روح&zwnj;افزای دین می&zwnj;نوشند و از شیرازه گل شهدآفرین قرآن می&zwnj;چشند.<br />
لبان مطهر و زبان معطر علی(ع) که کوثر معارف لدنی از آن می&zwnj;جوشد در این باره به بیان حقیقتی شگفت&zwnj; گلگون است که:&laquo;انا یعسوب المؤمنین (۲) من ملکه مومنین می&zwnj;باشم&raquo; واژه یعسوب در لغت به مفهوم ملکه زنبوران عسل می&zwnj;باشد. لطایف معنوی این کلام شریف، حقایق شگرفی را گویا است که راهگشای عروج سالکان به عوالم علیای طهارت و صفا و بازگشای صعود رهروان به مدارج قصوای معرفت و فنا است. از سوی دیگر فرمایش نورانی ملکه زیبای اهل ایمان&zwnj;، علی(ع)، که به تدبر در اوصاف و خصایص جمیل زنبور عسل اشارت فرموده، مایه تعمق و التفات شایان رهپویان حق و حقیقت به زندگی سراسر عبرت زنبوران عسل است: &laquo;کونوا فی&zwnj;الناس کالنحلة فی الطیر؛ (۳) در میان مردمان همچون زنبور عسل در بین پرندگان باشید.&raquo;<br />
زنبوران عسل دو ویژگی بارز و مهم دارند:&zwnj;یکی اینکه خود را تسلیم امر ملکه ساخته&zwnj;اند و به اطاعت و خدمت او همت گمارده&zwnj;اند و در پرتو این تسلیم و اطاعت راستین، قلبشان از عشق به ملکه جمیل خود لبریز گشته است. و دیگر آنکه غذایشان تنها شهد گل&zwnj;های معطر و مطهری است که از هرگونه ناپاکی مبرا باشد. اگر زنبوری از گلی بنوشد که رایحه پلیدی از آن به مشام برسد، زنبوران دیگر در پرتو ارادت و اطاعت نسبت به ملکه، او را از میان برداشته و از ماوای خویشتن خارج می&zwnj;نمایند. هرچند در طبیعت گل های گوناگونی یافت می&zwnj;شود، اما زنبوران عسل فقط برگل&zwnj;هایی می&zwnj;نشینند که شهد آن طیب و خوشبو باشد. به واسطه همین زنبوران مطیع و عاشق است که کندو ملکه مملو از عسل مصفا می&zwnj;گردد که شفابخش جان بیماران و دردمندان است.<br />
راهیان صراط مستقیم نیز که در حصن حصین ملکه جمیل مومنین، علی&zwnj;(ع)، رحل اقامت افکنده&zwnj;اند، سزوار است نسبت به ملکه ملیک اریکه ولایت، پیرو و مطیعی صادق بوده از رهگذر این اطاعت، دست محبت بر عروة وثقای عشقش درآویزند و حلقه ارادت دل را در محل قدس ولایتش آویخته سازند. زیرا آن دم که شیعه پاکباخته و سالک دلباخته ظاهرش به طاعت و بندگی نورانی شود باطنش به فروغ عشق به خدای رحمان منور شده تابش حب و شیفتگی، مایه گشایش روزنه قلب او بر روی معارف مکنون رحیمی می&zwnj;گردد و دیده روحش به مشاهدت جمال دل&zwnj;انگیز حضرت حق مفتخر کشته، سر روح او به حضرت قدس علی&zwnj; اعلا تصال می&zwnj;یابد: &laquo;الهم نوری ظاهری بطاعتک و باطنی بمحبتک و قلبی بمعرفتک و روحی بمشاهدتک و سری باستقلال اتصال حضرتک (۴) الهی ظاهرم را به اطاعت، باطنم را به محبت، قلبم را به معرفت، روحم را به شاهدت خود و سرم را به اتصال موحدانه به حضرت خویش منور فرما! &raquo;<br />
بنابریان،&zwnj;چنانچه رهرو طریق کمال و سالک مقصد جمال،&zwnj; طعامی را به کام دل بچشاند که به زنگار هوای نفس و بوی عفن شرک و شک آلوده باشد. از قلعه امن و حصار استوار ولایت معنوی علی&zwnj;(ع) رانده شده، در حضیض ملک گرفتار می&zwnj;گردد، چرا که سالکان صراط مستقیم و پروانگان ولایت، تنها در بوستانی کاوش می کنند و از شهد گلی می&zwnj;چشند که از هر جهت طیب و معطر بوده و پاکی و حلاوت از آن تراوش نموده است و بر مانده&zwnj;ای جلوس می&zwnj;نمایند که طعامش از آسمان معنویت و بهشت برین طهارت و معرفت نازل گشته و مطهرات و طیبات بر&zwnj; آن چیده و شراب ناب عشق بر آن نهاده شده است.<br />
اگر در سوره نحل، قرآن کریم به زندگی اسرار&zwnj;آمیز زنبور عسل اشاره فرموده و مامن آنان را سینه کوهساران و فراز درختان دانسته و محصول وجودشان را شراب شفابخش و مصفای عسل معرفی می&zwnj;فرماید،&zwnj; همه در سایه پیروی و اطاعت آنان از ملکه خود و بهره&zwnj;جویی از شهد گل&zwnj;های مطهر و معطر می&zwnj;باشد. از این رو شایسته است شیعیان و پیروان و عاشقان راستین ملکه ولایت به حکام آیه &laquo;فلینظر الانسان الی طعامه&raquo; (۵) پس باید که انسان به غذای خویش نظر کند.&raquo; در طعام خرد و اندیشه و غذای روح و جان خویشتن به دیده بصیرت و توجه بنگرند تا معطر به عطر خوش اخلاص و بندگی و مطهر به طهارت عشق شده و از شائبه هرگونه پلیدی منزه شوند و همان طور که زنبوران مطیع و عاشق، مامن ملکه را انباشته از عسل می سازند، آنان نیز مایه عظمت و فرازندگی و عزت ملکه خود را فراهم کنند.<br />
به واقع سالکان مقرب ولایت و پیروان مودب به ادب اطاعت و مودت هستند که موجب مجد و شرافت ملکه خوش منظر سریر کرامت می&zwnj;شوند و مزید تجلی و شکوفایی حقایق و لطایف بوستان معارف خفیة رحمانی را فراهم آورده، عسل مصفای معرفت و مشاهدت را به ارادتمندان صراط مستقیم ولایت عرضه می&zwnj;دارند. همان&zwnj;ها که خانه قلب خود را در پناه قلعه امن ولایت بر سینه کوهسار رفیع ایمان و بر بلندای شجره طبیه ولایت بنا کرده&zwnj;اند و آوازه اطاعت و عشق را پژواک دل ساخته&zwnj;اند. همانان که به صراحت عین&zwnj;الحیاه حق و عدالت و می&zwnj;فروش خم سر وحدت که فرمود: &laquo;لم اعبد ربا لم اره&raquo;(۶) پروردگاری را که ندیده باشم،&zwnj; پرستش نکرده&zwnj;ام.&raquo; اطاعت و محبت به حضرت رحمان را در پرتو مهتاب ولایت، به جوهر کشف و شهود رخساره جمیل رحیمیت آمیخته&zwnj;&zwnj;اند و بذر پاک فتوت و قهاریت را از دستان ربوبی ماه ولایت بر دل افشانده،&zwnj; به روح ناب قدسی موید گشته&zwnj;اند.<br />
- پی نوشت&zwnj;ها:<br />
۱٫ از بیانات رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۷۰<br />
۲٫ بحار الانوار، ج ۸، ص ۳۳۶، ح ۷، ب ۲۵٫<br />
۳٫ همان، ج ۷۵، ص ۴۱۰، ح ۵۴، ب ۸۷٫<br />
۴٫ رساله سیر و سلوک منسوب به بحر&zwnj;العلوم، ص ۱۲۸،&zwnj;دعای منسوب به امام علی&zwnj;(ع)<br />
۵٫ عبس/ ۲۴٫<br />
۶٫ علم&zwnj;الیقین،&zwnj;ج ۱، ص&zwnj;۴۹</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">15@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>استاد قمری</dc:subject>
<dc:date>26-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>کتاب، آینه فکر و روح نویسنده</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=14</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">کتاب، آینه فکر و روح نویسنده<br />
<br />
به طور کلی، در گستره جوامع بشری هر دانشمند و حکیمی که پس از سال&zwnj;ها تلاش و کوشش در راه پژوهش و مطالعه، اثری از خود خلق می&zwnj;کند، به&zwnj;راستی علم و آگاهی خویش را در آن جلوه&zwnj;گر می&zwnj;نماید و کتاب هر کس آینه تمام&zwnj;نمای فکر و روح او به شمار می رود: &laquo;کتاب الرجل عنوان عقله و برهان فضله؛(۶) کتاب مرد، نشانه عقل و دلیل فضل و برتری او است&raquo; و در واقع، هر نویسنده جوهره وجود خود را در اثرش به ودیعت می&zwnj;سپارد و پس از مرگ با کتابش که آب حیات و شناسنامه زندگانی او می&zwnj;باشد، جاودانه گردیده، و روح و روانش در سراسر کلمات مکتوبش حضوری همیشگی و اثرگذار خواهد داشت.<br />
<br />
از این رو، پژوهشگران و جویندگان کمال هنگامی که با عشق و ایمان در صدد استفاده از علوم و معارف کتابی برمی&zwnj;آیند، باید به این نکته بسیار مهم و اساسی توجه داشته باشند که با خواندن آن کتاب و پذیرش و رضایت&zwnj;مندی از مطالب آن، تحت سلطه روح صاحب کتاب قرار گرفته و از راه و روش و آیین او تأثیری عمیق می&zwnj;پذیرند؛ چنان&shy;که با خواندن کتاب آسمانی قرآن، و عشق و توجه به آیات و معارف انسان سازش، مورد عنایت و لطف صاحب حقیقی آن، یعنی خداوند رحمان، قرار می گیریم و در حریم نوراینت و روحانیت حق بهره&zwnj;مند از معارف و حقایق این کتاب بزرگ می گردیم.<br />
<br />
اگرچه به بیان نبوی &laquo;اطلبو العلم و لو بالصین؛(۷) علم را طلب کنید، هر چند در چین باشد&raquo;، استفاده از علوم و فنون و معارف اندیشمندان جوامع دیگر، امری پسندیده و ممدوح است، اما نویسنده سطور حاضر به تجربه این حقیقت را دریافته که مطالعه آثار آن&zwnj;ها با عشق و ایمان &ndash; به&zwnj;خصوص کتاب&zwnj;های اعتقادی و روحی &ndash; بدون بهره&zwnj;مندی از راهنمایی معنوی صاحبان کمال و جمال و برخورداری از موازین حق و رهنمودهای بیدارگر کاملان وادی معرفت، موجب می&zwnj;گردد که خوانندگان از روح صاحب کتاب که در جای&zwnj;جای آن حضور دارد، تأثیر پذیرفته، چه بسا به تزلزل و سستی در دین و مذهب خود دچار شوند و در هجمه&shy;های معنوی و فرهنگی، سرمایه دینی و الهی خویش را ببازند و قدم بر جاده انحراف و لغزش گذارند.<br />
<br />
از جمله آثاری که امروزه در سطحی وسیع منتشر گردیده، ترجمه کتاب&zwnj;های برخی اندیشمندان است که تفکرات و معنویات التقاطی خود را مطرح کرده، ذهن خواننده را معطوف و مجذوب خویش می&zwnj;سازند و به&zwnj;حق، باید خطرات ترویج چنین اندیشه&zwnj;هایی را که بنیان&zwnj;های دینی و معنوی این مرز و بوم را نشانه گرفته، بیش از هر خطر دیگر دانست و آسیب&zwnj;های آن را که سلامت فکری و عقیدتی مسلمانان جهان را به مخاطره انداخته، بسیار جدی گرفت.<br />
<br />
این اندیشمندان راه و روش و عقاید خویش را در قالب تعابیر و الفاظ جذاب عرضه نموده و بدین ترتیب، جوانان مسلمان را به سوی عقاید و افکار خود می&zwnj;کشانند و حال آن که هیچ&shy;گاه زیبایی عبارات و جذابیت تعبیرات یک کتاب، نمی&zwnj;تواند دلیل حقانیت محتوای آن اثر باشد.<br />
<br />
اگرچه آموزه&zwnj;های اینان در گزاره&zwnj;هایی از قبیل: &laquo;تسلیم، عشق، مراقبه و یا دعا&raquo; ارائه می&zwnj;شود و معمولاً محتوای کتاب&zwnj;هایشان به واسطه مطالعات مستمر، از آثار اندیشمندان بزرگ دنیا و عرفای بنام جهان اسلام متأثر است، اما چون روحِ جاودان&zwnj; شده اینان در آثارشان از حیطه دین متکامل اسلام خارج است، خوانندگان و پژوهشگرانی را که بدون اطلاع و بهره&zwnj;مندی از رهنمودهای استادی بصیر و راهنمایی او به سراغ چنین آثاری می&zwnj;روند، در مسیر آیین و عقاید خود قرار می&zwnj;دهند و عملاً به تضعیف اساسی&zwnj;ترین آموزه&zwnj;های عرفان ناب اسلامی که همسو با کمال حقیقی انسان است، می&zwnj;پردازند<br />
<br />
به بیان دیگر، هر کس این گونه آثار را که روح حاکم بر آن، طریق غفلت از حقیقت اسلام و انحراف از صراط مستقیم کمال را فراسوی خواننده آن می&zwnj;گسترد، مطالعه &zwnj;کند و تعالیم آن را بر لوح اندیشه و قلب خویش منقش سازد و از راهکارهای آن پیروی نماید، در واقع، به پرستش و اطاعت از نویسنده آن مبادرت ورزیده و گام بر طریق آنان نهاده است؛ چنان&zwnj;که امام باقر(ع) در اشاره به این معنا می&zwnj;فرماید: &laquo;من أصغی إلی ناطق فقد عبده فان کان الناطق یؤدّی عن الله عزّ و جلّ فقد عبد الله و إن کان الناطق یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان؛(۸) هر کس که به گوینده&rlm;اى گوش فرا دهد، مانند آن است که او را پرستیده. پس اگر گوینده از خدا گوید، او خدا را پرستیده و چون از زبان ابلیس گوید، او ابلیس را پرستیده&raquo;.<br />
<br />
بنابراین، بیداری و هوشیاری محققان گرامی در برابر چنین امر حساس و مهمی بسیار ضروری می&zwnj;نماید و بایسته است جوانان عزیز و پژوهشگران مسلمان بدین مسئله توجه داشته باشند که پیش از سیر در آثار چنین اندیشمندانی، نیازمند تمسک به ریسمان ولایت و راهنمایی اولیای رحمانی و توجه خالصانه به صاحبان بصیرت و معرفت برای نجات خود می&zwnj;باشند تا هم از ثمرات نیک علم و جنبه&zwnj;های مثبت اندیشه دیگران به طور صحیح بهره&zwnj;مند گردند و هم در ورطه دوری از عرفان ناب اسلامی و حرمان از حقایق روح&zwnj;پرور و معارف انسان&shy;ساز آن قرار نگیرند.<br />
<br />
پی&zwnj;نوشت&zwnj;ها:<br />
<br />
۱٫ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۴۱، ح۱۶، امام علی(ع).<br />
<br />
۲٫ همان، ص۱۱۱، ح۱۹۶۹، امام علی(ع): &laquo;قرآن، بهار دل&zwnj;ها و چشمه&zwnj;های علم است&raquo;.<br />
<br />
۳٫ حجر/۹٫<br />
<br />
۴٫ نحل/۸۹: &laquo;و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است&raquo;.<br />
<br />
۵٫ اسراء/۸۲٫<br />
<br />
۶٫ تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۶۳، ح۷۵۶، امام علی(ع).<br />
<br />
۷٫ مشکوةالانوار، ص۱۳۵٫<br />
<br />
۸٫ کافی، ج ۶، ص ۴۳۴، ح ۲۴٫<br />
<br />
نویسنده: یعقوب قمری شریف آبادی</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">14@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>استاد قمری</dc:subject>
<dc:date>26-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>آسیب &shy;شناسی معنویات نوپدید</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=13</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">آسیب &shy;شناسی معنویات نوپدید<br />
<br />
یعقوب قمری شریف&zwnj;آبادی<br />
<br />
اشاره<br />
<br />
کتاب، آینه&shy;ای تمام&zwnj;نما از نوع اندیشه و روح نویسنده است و خوانندگان با مطالعه هر کتاب در حقیقت، فروغ هدایت و یا ظلمت ضلالت را در صحیفه وجود خویشتن ترسیم می&zwnj;کنند و طریق صعود یا هبوط را می&shy;پیمایند. امروزه به موازات تولید و انتشار کتاب&shy;های مفید و سازنده، شاهد رشد فزاینده چاپ و نشر کتاب&zwnj;ها و آثاری هستیم که به صورت تألیف و یا ترجمه، معنویت&shy;های نوظهور و افکار و اندیشه&zwnj;های وارداتی در حوزه علوم روحی &ndash; روانی را در قالب الفاظ و عبارات جذاب، از گوشه و کنار جهان به سوی جوامع اسلامی سرازیر می&zwnj;کنند<br />
<br />
در این شرایط، بایسته است که فرهیختگان و اندیشمندان جامعه، پژوهشگران و دانشجویان جوانی را که با شور و اشتیاق فراوان جذب عبارات به&shy;ظاهر زیبای چنین کتاب&zwnj;هایی می&zwnj;شوند و صعود به قله&zwnj;های کمال را از راه مطالعه آن&zwnj;ها می&zwnj;جویند، نسبت به خطرات گسترده عقیدتی و فرهنگی این مسئله که مصداق بارز تهاجم فرهنگی است، آگاه سازند و با بیانی مستدل و منطقی فروغ بیداری را برای آن&zwnj;ها فراهم آورند. از این &zwnj;رو، آنان که در وادی عرفان اصیل رحمانی و معنویات ناب اسلامی می&zwnj;باشند، شایسته است که به این امر مهم توجه داشته باشند تا به بیراهه نروند و به حرمان از معارف حقه الهی دچار نشوند.<br />
<br />
نگارنده در این نوشتار، به &shy;طور مختصر از منظر عرفان ناب اسلامی که معیار و سمبل حق می&zwnj;باشد، به آسیب&shy;شناسی ترویج چنین آثاری پرداخته است.<br />
<br />
قرآن، در حریم صیانت الهی<br />
<br />
با فضیلت&zwnj;ترین و ارزنده&zwnj;ترین گوهری که جهان مُلک را به انوار بصیرت روشن ساخته، علم می باشد که &laquo;رأس الفضائل العلم؛(۱) سرآمد همه فضیلت&zwnj;ها علم است&raquo;. و نیز شریف&zwnj;ترین و ارزشمندترین علمی که از سوی خداوند رحمان در سرای ناسوت به ودیعت نهاده شده، معارف عظیم ربوبی است که در کتب آسمانی تجلی نموده و به&zwnj;ویژه در قرآن کریم به عنوان ذکر الله و کلمة الله، چراغ هدایت زنان و مردان مؤمن را برافروخته و به بیان علوی &laquo;هو ربیع القلوب و ینابیع العلم&raquo;(۲) بهار دل&zwnj;ها است که چشمه&zwnj;های جوشان علوم رحمانی را برای مؤمنان عاشق در گستره عالم ملک روان نموده. قرآن، کتاب جامعی است که خداوند حفظ و صیانت آن را در تمامی زمان&zwnj;ها و مکان&zwnj;ها از هر نوع آسیبی وعده داده است: &laquo;انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون؛(۳) همانا ما ذکر (قرآن) را فرو فرستادیم و به&zwnj;تحقیق ما خود آن را حفظ کننده&zwnj;ایم&raquo;.<br />
<br />
اگر قرآن کریم به صراحت آیه &laquo;و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء&raquo;(۴) جوابگوی تمامی نیازها و سؤالات آدمی در مسیر رشد و تعالی می&zwnj;باشد، به جهت برخوداری از گنجینه بی&zwnj;پایان علم و آگاهی است که بر سایر کتاب&zwnj;ها نیز شرافت و عزت یافته و اگر دسترسی به این چشمه جوشان معارف رحمانی و بهره&zwnj;مندی از هدایت و شفای کتاب الهی برای همگان ممکن نیست، به دلیل آن است که شرط استفاده از این منبع نور، بدون شک، جز عشق و ایمان به کتاب خدا نمی باشد؛ چرا که آدمی به واسطه عشق و ایمان به کلمات قرآن در حیطه دین خداوند قرار می&zwnj;گیرد و گرنه جز خسران و تباهی چیزی نصیب او نخواهد شد: &laquo;و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا؛(۵) و از قرآن آنچه شفا و رحمت برای مؤمنان است، نازل کردیم؛ در حالی که برای ستمگران جز زیان نمی&zwnj;افزاید&raquo;.</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">13@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>استاد قمری</dc:subject>
<dc:date>26-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>عرفان در آئینه عقل</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=12</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">عرفان در آئینه عقل-پیامبر اکرم (ص) خورشید فروزان هستی(نشریه انوار، مرداد ماه ۱۳۷۷، شماره۴)<br />
مرآت هستی به نور آسمانی و فروغ ازلی رسول اکرم (ص) روشن گردیده و کالبد گیتی به روح زلال او جان گرفته است و جهان خلقت به برکت وجود قدسی ایشان به زیور &laquo;لولاک لما خلقت الافلاک&raquo; زیبنده شد.<br />
<br />
بارزترین خصیصه رسول اکرم (ص) این است که شریعت را با طعم جانبخش ولایت و مائده کمال&zwnj;افزای رحمانیت آمیخته نموده و ظاهر را به نور باطن منور ساخته و اسلام و تسلیم در برابر خدای رحمان را به مأمن ایمان و شهود رهنمون شده است.&laquo;الهی هب لی قلبا یدنیه منک شوقه و لسانا یرفع الیک صدقه و نظرا یقربه منک حقه؛ الهی آن را قلبی بخش که اشتیاقش آن را به تو نزدیک کند و زبانی ده که راستی&zwnj;اش به سوی تو بالا رود و دیده&zwnj;ای عطا کن که حق&zwnj;بینی&zwnj;اش مرا به تو مقرب سازد&raquo;. مناجات شعبانیه<br />
<br />
طلیعه سخن:<br />
<br />
یا رب! ای معرفت&zwnj;بخش دل&zwnj;های عارفان و ای فروزنده جان عاشقان، اگر هدف از هستی و بعثت انبیاء الهی (ع) حصول معرفت و شناخت به عظایم و حقایق بی&zwnj;انتهای رحمانی است، قلوب ما را از تعلق و وابستگی به کثرات برحذر دارد و طهارت و پاکی را که لازمه درک معارف قرآنی و سخنان گهربار سوختگان وادی عشق و دانایی است، ارزانی دار تا با قدم تسلیم و انقیاد به مقام ابراهیمی وارد شویم و ساغر اطاعت و بندگی خدای رحمان را از سر شوق بنوشیم و عرفان را نه تنها در مرآت عقل که در مرآت عشق نیز به نظاره بنشینیم.<br />
<br />
در این گفتار گلواژه&zwnj;هایی از بوستان طرب&zwnj;انگیز کمالات والای حضرت محمد مصطفی (ع) به کمال&zwnj;جویان و سالکان صراط مستقیم خدای رحمان تقدیم می&zwnj;گردد و اینکه حضرتش به عنوان سرآمد انبیاء الهی (ع) با این همه شأن و مجد و بزرگواری به تبعیت موحدانه از حضرت خلیل&zwnj;الرحمان (ع) امر شده و به تبع ابراهیم خلیل (ع) انسان&zwnj;ها را به سوی بیت&zwnj;الله&zwnj;الحرام دعوت فرموده و پرده از روی اسرار و حقایق مکنون کعبه رحمانی برداشته است.<br />
<br />
پیامبر اکرم (ص) خورشید فروزان هستی:<br />
<br />
و کثرات عالم وجود به پرتو الهی محمدی (ص) بر صفحه هستی پدیدار گشته است و دایره وجود بر نقطه پرگار جمال محمد این مرآت حقیقت&zwnj;نمای تام هستی و صدرنشین سریر عظمت و کرامت انسان می&zwnj;چرخد. و دارالسلام معرفت رحیمیت در مدینه فضایل و خصایل ستوده او قرار گرفته است. این تمثال مبارک به زینت &laquo;اول ما خلق الله نوری؛ نخستین چیزی که خلق شد نور من بود&raquo; مزین شده و سرسلسله خلقت در وجود الهی او می&zwnj;تراود و چشمه&zwnj;سار تجلی نور حق بر پهنه هستی او جاری می&zwnj;باشد. او که نسیم جمالش رحیل عشق به اولیاست، نفخه کمالش ساکنان سرای ناسوت را به اوج لاهوت رسانیده است.</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">12@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>استاد قمری</dc:subject>
<dc:date>26-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>عرفان در آئینه عقل</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=11</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">عرفان در آئینه عقل-عظمت والای کعبه، بیت&zwnj;الله&zwnj;الحرام(نشریه انوار، مرداد ماه ۱۳۷۷، شماره۴)<br />
<br />
<br />
<br />
پیامبر اکرم (ص) آمد تا حقیقت پنهان کعبه و واقعیت مکنون آن در طی اعصار را متجلی سازد و با دعوت به جانب بیت&zwnj;الله&zwnj;الحرام مایه قیام و حرکت مردمان به سوی چشمه غدق معرفت رحیمی و حصار حصین و قلعه امن رحمانی باشد.<br />
<br />
پیامبر اکرم (ص) با این هم شأن و مقام و مرتبه عظیم معنوی، پیامبری که افضل انبیاء و برتر موجودات و سرور کاینات است و چشمه کمالات و عظایمش در هر عصر و زمانی در هستی متجلی است، از جانب خدای رحمان به تبعیت از ابراهیم خلیل (ع) مأمور گشته و امر به تسلیم وجه در برابر پروردگار خانه توحید شده و به عنوان سرسلسله تسلیم&zwnj;شوندگان، نفس مطمئنه خویش را در سلطه لایزال رحمانی نهاده است: &laquo;قل انی امرت ان اعبد الله مخلصا له الدین و امرت لان اکون اول المسلمین؛ بگو همانا من مأمور شده&zwnj;ام بر اینکه خالصانه پرستش کنم و امر شده&zwnj;ام به اینکه سرآمد تسلیم&zwnj;شوندگان باشم&raquo;.<br />
<br />
پیامبر خاتم (ص) که در افق اعلای کمال قرار گرفته در ردیف بالاترین تسلیم&zwnj;شوندگان به خدای رحمان می&zwnj;باشد. کتاب آسمانی قرآن که عروس بکر حجله&zwnj;نشین حضرت رحمان در آن پرده&zwnj;نشین است خطاب به پیامبر اکرم (ص) می&zwnj;فرماید: &laquo;و داعیا الی الله باذنه سراجا منیرا؛ ای پیامبر تو دعوت کننده&zwnj;ای به سوی الله تعالی و چراغ نوردهنده می&zwnj;باشی&raquo;. اما حضرتش با معرفت و بصیرتی برخاسته از طهارت دل، انسان&zwnj;ها را به بیت&zwnj;الله&zwnj;الحرام دعوت فرموده است تا در بندگی و ععبودیت خدای رحمان روی از همه کثرات برگیرند و تنها وجه خویش را به سوی آستان توحیدی دوست معطوف دارند. این امر نشانگر آن است که بیت&zwnj;الله&zwnj;الحرام روزنه حقایق رحمانیت و زمینه اتصال به معدن عظمت صمدیت می&zwnj;باشد. حضرت ایشان در معرفی کعبه، مأوای یگانگی و پرستش،&zwnj; از هیچ کوششی دریغ نفرموده و در این طریق به حلیه معنوی &laquo;فاستقم کما امرت؛ در مأموریت استقامت کن&raquo; آراسته و از هرگونه شرکی پیراسته بوده&zwnj;اند.<br />
<br />
چه حقیقتی در کعبه رحمانی نهفته و چه شأن و مجد و عظمتی در این بیت وحدانیت متجلی است که در سال دوم هجرت در ماه شریف رجب&zwnj;المرجب ماه شکوه و عظمت قبله مسلمین از بیت&zwnj;المقدس به سوی بیت&zwnj;الله&zwnj;الحرام تغییر یابد؟<br />
<br />
ماه سراسر عظمت رجب&zwnj;المرجب،&zwnj; هفتمین ماه قمری است که قبله رحمانی به سمت کعبه تغییر یافت. ماهی که پیامبر اکرم (ص) در آن به رسالت خطیر خویش مبعوث می&zwnj;شود و از جانب حضرت رحمان به هدایت بشر مأمور می&zwnj;گردد. و ماهی که مهتاب وجود مولود کعبه در آن طلوع می&zwnj;کند تا انوار روحانی جمالش و پژواک آسمانی ولایتش بر ظلمت&zwnj;سرای ناسوتی بتابد و گنجینه معارف دین و اسرار سر به مهر رحیمیت را برای خاصان و مقربان آستان کبریائی حق هویدا سازد.<br />
<br />
اوج اهمیت و روشن&zwnj;ترین دلیل توجه و ارادات عمیق پیامبر (ص) به بیت&zwnj;الله&zwnj;الحرام و دعوت انسان&zwnj;ها به سوی آن تشریع نماز و حج است. نمازی که معجون اسرار رحیمی و معراج قرب ربوبی است. نمازی که در آن سر سجود و ادب در مقابل این قبله رحمانی بر خاک می&zwnj;ساییم و شب و روز به سوی آن بندگی و اخلاص و عشق می&zwnj;ورزیم. رسول اکرم (ص) خود اول ساجد این خانه پاک است که برترین و بیشترین اهتمام را بدان ابراز نموده و پیروان ایشان نیز به تبع حضرتش شایسته است چون پروانه عاشق به گرد این مکان رحمانی طواف کنند و ارمغان ارادت و عبودیت آورند تا به عطر خوش طهارت و تجرید و انوار معرفت و توحید زینت یابند. براستی هیچ پیامبری از پیامبران الهی همچون رسول اکرم (ص) به کعبه، عشق و توجه نشان نداده و معرفت پیدا ننموده است، چراکه حضرتش به بهترین و کامل&zwnj;ترین وجه از آیین حنیف ابراهیم خلیل&zwnj;الرحمن (ع) تبعیت فرمود و آن را به نیکوترین صورت به تکامل رسانید. و از همین رهگذر ایشان عالی&zwnj;ترین اسوه و الگو برای تبعیت مسلمانان به شمار می&zwnj;رود: &laquo;لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة؛ هرآینه رسول الهی برای شما الگویی پسندیده است&raquo;. از اینرو اجتماع انسانی خاصه تسلیم&zwnj;شدگان پیشگاه رحمانی را به سوی بیت توحید و پیراستگی از شک و شرک و وارستگی از خواهش&zwnj;های نفسانی دعوت فرمود تا بسان آن بزرگوار طریق معرفت و طهارت و فتوت بپیماید و حقیقت راستین کعبه را درک کنند.</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">11@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>استاد قمری</dc:subject>
<dc:date>26-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>شیعیان خاص آستان ولایت</title>
<link>http://www.sokhanemahtab.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=10</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">شیعیان خاص آستان ولایت؛برگرفته از کتاب شریف &laquo;انسان کامل مرآت خفیّه&raquo;<br />
<br />
انسان کامل وارث خاص اختران سعادت و کرامت بشریّت می&zwnj;باشد که در هدایت و راهنمایی تسلیم شدگان و بندگان خدای رحمان همچون رسول ختمی مرتبت(ص) حریص و مشتاق است؛ آن&zwnj;گونه که برای ایمان آورندگان محفل ولایت چون شمع تابان می&zwnj;سوزد و دل&zwnj;های خموش و ظلمانی را به نور شناخت و هدایت بر می&zwnj;افروزد.<br />
<br />
اشاره<br />
شیعه در لسان اهل بیت(ع) به مشایعت&zwnj;کننده و پیرو امیرالمومنین(ع) تعبیر و تفسیر شده است؛ آنجا که می&zwnj;فرمایند: &laquo;الشیعه من شایع علیا&raquo;. شیعه یک مکتب پویا و یک حقیقت همیشه زنده جاری و ساری در کالبد زمان بوده و هست. رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به عنوان یگانه و نماد شیعة خاص در عصر حاضر، بیانگر حقیقت تشیع چه در اعتقادات و چه در سیرة عملی است و الگوی ارادتمندان و متوسلان به طریق نورانی حضرات(ع) می&zwnj;باشد. امروزه که سالیانی است، خورشید فروزان حضرتش به غروب نشسته، پیرو خاص و شاگرد صدیق و ارادتمند حقیقی ایشان حضرت آیت الله خامنه&zwnj;ای (مد ظله العالی) سکان&zwnj;دار کشتی تشیع در عصر حاضر گشته و با شجاعت، تدبیر، صداقت، درایت و تیزبینی خاصی که از مواهب الهی به ایشان رسیده، در دریای متلاطم کنونی، امت اسلامی را به سرمنزل مقصود رهنمود گشته&zwnj;اند، بر ماست که همگام و همصدا با دولت خدمتگزار آقای دکتر احمد&zwnj;ی&zwnj;نژاد که در تبعیت و مشایعت از رهبر عظیم&zwnj;الشان جهان تشیع، پیشگام می&zwnj;باشد، در اطاعت و پیروی محض از سیرة نورانی اهل بیت(ع) کوشا و ساعی باشیم.<br />
<br />
در تلألؤ جلوه گشایی حضرت معشوق و در هنگامة تجلی هستی، صلای قدسی &laquo;کنت کنزاً مخفیاً؛ من گنجی پنهان بودم&raquo; در ذره ذره وجود طنین افکن شد و حقیقت سرّ &laquo;فأحببت أن اعرف؛ پس دوست داشتم که شناخته شوم&raquo; در روایت پر رمز و راز &laquo;إن الله خلق آدم علی صورته&raquo;(۱) متجلی گشت. از این رو، مقصود از &laquo;فخلقت الخلق؛ پس خلقت را آفریدم&raquo; در مقصد والای &laquo;لکی اعرف؛(۲) برای آنکه شناخته شوم&raquo; خلاصه گردید. و با ظهور صورت تام انسانی که مبارک&zwnj;ترین جلوة وجود در میان مخلوقات است، بنیان هستی بر توحید و معرفت حق استوار شد. سیمای انسانی پس از آذین به کمال روحانی &laquo;ثم أنشأناه خلقاً آخر&raquo; نوای جمیل &laquo;فتبارک الله احسن الخالقین&raquo;(۳) را به گوش جان شنید و بدین سان پرتو افشان دُرّ پنهان صدف هستی گشته و متصف به مقام معنوی &laquo;وجه الله&raquo; و محقق به حقیقت &laquo;خلیفه الله&raquo; شد.</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">10@http://www.sokhanemahtab.com</guid>
<dc:subject>استاد قمری</dc:subject>
<dc:date>26-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط najafi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>

